سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
216
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
تخلف نمىكرد . يزيد نه تنها از معيارهاى قرآنى و سنّت نبوى تخلّف مىورزيد بلكه بطور آشكار ضروريات مذهب را در معرض استهزاء و تمسخر قرار مىداد و اين موضوعى است كه نويسندگان مسلمان در تمام زمانها بر آن اجماع داشتهاند . حتّى عوامل شخصى معاويه ، در اجراى انتصاب يزيد ، متوجّه شخصيّت او بودند . از اينرو هنگامى كه خليفهء شام ، از زياد خواست تا مردم بصره و كوفه را به قبول انتصاب يزيد به جانشينى خود آماده كند ، زياد ، معاويه را نصيحت كرد تا قبل از اينكه از مردم بخواهد تا سوگند همپيمانى با او را ادا كنند پسرش را اصلاح كند » . ( 11 ) در حقيقت اشتباه بزرگى است كه موضوع يزيد را بدون در نظر گرفتن تاثيرات زندگى پيامبر و نسل اول اسلامى ارزيابى كنيم . تضاد شديد بين اين يك و خصوصيت اخلاقى يزيد ، سرانجام به تراژدى كربلا منجر شد ، موضوعى كه اكنون بايد به آن بازگشت . به منظور اينكه پيوستگى مطالب قطع نشود ، مآخذ اطلاعات و صحّت آنان را در انتهاى همين فصل بررسى خواهيم نمود . علىرغم ، عرضحالهاى پىدرپى و صدها نامهاى كه توسط كوفيان فرستاده شد ، حسين ( ع ) تصميم عاجلانهاى نگرفت . از باب احتياط ، پسر عم خود ، مسلم بن عقيل را بعنوان فرستادهء خود ، همراه با دستور العملهايى به كوفه فرستاد تا حقيقت اين بيانات را روشن كند و يافتههاى خود را گزارش نمايد . به مجرد ورود مسلم به كوفه ، جلسهاى در منزل سليمان بن صرد الخزاعى برگزار شد كه بخاطر سرّى بودن مذاكرات در اين مرحله ، تنها رهبران نهضت در آن حضور يافتند . در پاسخ به نامهء حسين ( ع ) ، كه در برابر حاضرين قرائت شد و در بالا نقل گرديد ، رهبران شيعيان چون عابس ابن ابى حبيب الشاكرى ، حبيب بن مظاهر و سعيد بن عبد اللّه الحنفى ، سخنان شورانگيزى ايراد كردند و از صميم قلب ، حمايت خود را تا آخرين نفس نسبت به حسين ( ع ) اعلام داشتند . ( 12 ) در فاصلهء كوتاهى پس از اين خواهيم ديد كه قولها و وعدههاى آنها كلمات پوچ و توخالى نبودند : آنان وفادار به هدف ماندند و به وعدهء خود وفا كردند و سرانجام زندگى خود را با حسين ( ع ) در كربلا فدا نمودند . بجز اين مردان مذهبى فداكار كه از منويات اهل البيت حمايت مىكردند ، هواداران سياسى